خانه / مقالات / سه وظیفه اصلی هر رهبر
رهبر

سه وظیفه اصلی هر رهبر

خواه مدیرعامل یک شرکت بزرگ باشید یا در رأس یک تیم تولید کوچک قرار داشته باشید، تمامی رهبران دارای مسئولیت‌های مشابهی هستند. به‌منظور کار و فعالیت اثربخش در داخل یک گروه، کوچک یا بزرگ، هر رهبری باید هدف را مدیریت کند، یک جو احساسی مثبت ایجاد کنید و افراد را بر اساس بهترین عملکرد آن‌ها در یک محدوده احساسی مناسب قرار دهد. این سه وظیفه اصلی برای رهبری درنتیجه صحبتی که اخیراً با یکی از همکارانم بنام جورج کوهلرِیر، در رابطه باقابلیت‌های ضروری هوش هیجانی به‌منظور توسعه مهارت‌های رهبری فردی و سازمانی، داشتم برای من روشن شد.

 

رهبری رزونانس چیست؟

رزونانس یا به عبارت بهتر تشدید به این معنا است که صدا بر روی یک طول‌موج حرکت می‌کند. در مقابل، دیسونانس یا ناهمسانی زمانی اتفاق می‌افتد که اصوات با یکدیگر برخورد داشته و به دنبال یکدیگر حرکت نمی‌کنند. احساسات رهبران همانند امواج صدا هستند که بر حالات احساسی افراد حاضر در اطراف آن‌ها تأثیر می‌گذارند. رهبران رزونانس به یکدیگر بر روی طول‌موج مثبت به تمام افراد موجود در اطراف خودشان کمک می‌کنند. در مقابل، رهبرانی که منفی هستند و احساسات خود را مدیریت نمی‌کنند، در محیط اطراف خود ایجاد دیسونانس می‌کنند.

 

من دریکی از کتاب‌هایم به نام رهبری اولیهPrimal Leadership  4 سبک را معرفی کرده‌ام که در یک گروه ایجاد رزونانس می‌کنند: نظری، مربیگری، ارتباطی و دمکرات. هر سبک به‌طور مثبت بر شرایط و جو حاکم بر یک گروه تأثیر می‌گذارد و اگر به‌صورت صحیح مورداستفاده قرار بگیرد می‌تواند نتایج قابل قبولی را ایجاد کند. سه مهارت نام‌برده شده در ابتدای این مطلب، هر یک بخش‌هایی کلیدی از هر یک از این سبک‌ها را تشکیل می‌دهند.

o-LEADER-facebook

مدیریت هدف

مدیران هرروزه به مدیریت هدف می‌پردازند. مدیران مؤثر درک و برداشت درست و روشنی از رسالت گروه یا سازمان برای افراد فراهم می‌آورند. قرار دادن رویدادها و فعالیت‌های روزانه در قالب آن رسالت به اعضای گروه کمک می‌کند تا به‌خوبی بفهمند چه جریانی و وضعیتی در حال اتفاق افتادن است و اینکه چگونه باید وضعیت خودشان را درک کنند. شاید از همه مهم‌تر اینکه، رهبران رزونانس به همه کمک می‌کنند که بدانند به سمت کجا یا چه چیزی در حال حرکت هستند.

 

ایجاد یک جو احساسی

تمام رهبران یک جو احساسی موردنیاز برای گروه‌های خودشان را ایجاد می‌کنند، بدون توجه به نتایج خوب یا بد آن. یک رهبر رزونانس همواره سعی در ایجاد و حفظ یک جو مثبت دارد و در این راه اول‌ازهمه سعی در مدیریت کردن خودش دارد. چنین حالتی از رهبرانی جاری می‌شود که خونسرد هستند، شفاف عمل می‌کنند و به‌خوبی می‌دانند که گروه به چه سمتی درحرکت است. در مقابل این گروه رهبرانی قرار دارند که تلاطم، هیجان و آشفتگی و فقدان جهت را به دیگران انتقال می‌دهند. حتی در بحبوحه شرایط چالش‌برانگیز، یک رهبر می‌تواند گروه با به سمت آرامش هدایت کند.

 

عملکرد مثبت

چه چیزی باعث می‌شود تا مردم بهترین عملکرد را از خودشان نشان دهند؟ سیگال بارسِید از دانشگاه پنسیلوانیا تحقیقی در رابطه با تأثیر احساسات بر عملکرد کار انجام داده است. بارسِید و دیگر محققین به این نتیجه رسیده‌اند که عملکرد کارکنان زمانی ارتقاء پیدا می‌کند که رهبران عشق، انگیزه و مفهوم مشترکی از هدف را پخش کنند. احساسات منفی از قبیل ترس و عصبانیت اگر به‌صورت صحیح و درست مورداستفاده قرار بگیرند ممکن است موجب ایجاد یک افزایش موقت در میزان عملکرد شوند اما در بلندمدت سمی و زهرآگین باشند.

 

شما با چه کیفیتی از پس این وظایف برمی‌آیید؟

شما چگونه این سه وظیفه اصلی رهبری را اداره می‌کنید؟ از خودتان بپرسید:

– تا چه حد خلاصه و روشن می‌توانم رسالت تیم یا سازمان خودم را بیان کنم؟

– هر چند وقت یک‌بار خواسته‌های خودم از تیم یا سازمان را در قالب و چهارچوبی مرتبط با رسالت سازمان بیان می‌کنم؟

– آیا همه افراد حاضر در تیم یا سازمان من به‌خوبی اطلاع دارند که چگونه کاری که در این هفته در حال انجام دادن آن هستند با رسالت سازمان ارتباط پیدا می‌کند؟

– من تا چه نسبت به احساسات خودم آگاه هستم؟ آیا می‌توانم به‌طور دقیق احساس خودم را بیان کنم؟

– با چه کیفیتی قادر به مدیریت احساسات خودم هستم؟

– چه احساساتی را در محیط کار از خودم بروز می‌دهم؟ در یک روز خوب؟ یا زمانی که تحت استرس شدید قرار دارم؟

– جو احساسی حاکم بر تیم یا سازمان من به چه صورت است؟

– چطور احساسات مثبت را به‌عنوان عاملی انگیزشی برای عملکرد انتقال می‌دهم؟

شما حتی با پرسش از یک همکار معتمد و درخواست برای بررسی هر یک از پرسش‌ها و بازخورد دادن به شما در رابطه با چگونگی برداشت آن‌ها از شما در ارتباط با هر وظیفه نیز می‌توانید اطلاعات بیشتری در اختیار خودتان قرار دهید. اطلاعات به‌دست‌آمده از دیگران، خواه حاصل از ارزیابی 360 درجه باشد یا یک ارزیابی ساده و مختصر، در کمک به شما برای شناسایی حوزه‌هایی که در آن‌ها قادر به پیشرفت کردن هستید، آن‌قدر باارزش هستند که هیچ ارزش دقیق و  مشخصی نمی‌توان برای آن‌ها تعیین کرد.

مقاله پیشنهادی

تمجید

رفتاری صادقانه داشته باشید: قدرت تمجید صادقانه

باهم ببینیم چطور داشتن رفتار صادقانه موجب ایجاد تفاوت می‌شود. سناریو زیر را در نظر ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *