خانه / مقالات / فرزندانی با هوش هیجانی بالا می خواهید؟ 5 مرحله زیر را از نظر یک کارشناس این حوزه دنبال کنید
هوش هیجانی

فرزندانی با هوش هیجانی بالا می خواهید؟ 5 مرحله زیر را از نظر یک کارشناس این حوزه دنبال کنید

یادگیری شناسایی و مدیریت هیجانات خودمان یک تلاش مادام‌العمر است، تلاشی که می‌تواند مزایای بسیار زیادی را برای ما به همراه داشته باشد و من برای سالیان متمادی سعی کرده ام دانشجویی در حوزه آن چیزی باشم که اکنون تحت عنوان هوش هیجانی از آن نام می برند.

اما به عنوان پدر دو فرزند همیشه سوالی در ذهنم بوده و آن اینکه:

چگونه می‌توانم به فرزندان خودم کمک کنم تا هوش هیجانی خودشان را توسعه دهند؟

در این رابطه از مطالب و آموزش‌های یکی از کارشناسان خبره در این زمینه، به نام دِنیس دَنیلز، نویسنده و کارشناس استفاده بسیار زیادی برده‌ام که در این مطلب سعی می‌کنم راهکارهایی تربیتی را در این رابطه از وی با شما در میان بگذارم:

 

1- مشوق بازی با راهبری خود کودک باشید

منظور از بازی با راهبری خود کودک به این معناست که کودک خودش انتخاب می‌کند که چه بازی را انجام دهد و چگونه آن بازی را پیش ببرد، و همچنان که بازی را پیش می‌برد، قوانین آن را هم تعیین کند. یعنی هیچ فرد بزرگتر و بالغی در این بین نباید بگوید: “اِ، بیا این کار رو بکنیم،” و اینگونه جریان هدایت بازی را از وی بگیرد.

این نوع از بازی فوق‌العاده است، چرا که به کودک اجازه می‌دهد تا از قدرت خلاقیت و خیال‌پردازی خود استفاده کند و کمک بسیار زیادی برای رشد سالم مغز باشد. علاوه بر این، مزایای دیگری هم متصور است:

در کودکانی که مدت زمان زیادی را در بازی‌های اینچنینی طی کرده‌اند، مهارت‌های رهبری توسعه پیدا کرده و قادر به اتخاذ تصمیم‌های بهتر هستند و از مهارت‌های بهتری برای حل مسئله برخوردار می‌شوند.

با وجود اینکه من از والدین می‌خواهم که در این فرایند دخالتی نداشته باشند، باید در صورت درخواست کودکان برای کمک یا همکاری با روی باز با آنها برخورد کنید. اما به جای فراهم آوردن تمام پاسخ‌ها، سعی کنید با طرح پرسش‌هایی از قبیل: “تو چطور فکر می‌کنی؟” یا “چطور می‌تونیم جواب این سوال رو پیدا کنیم؟” شرایط را به گونه‌ای تغییر دهید که آنها در جستجوی پاسخ قرار بگیرند.

مهم است که به خاطر داشته باشید این فعالیتی برای کودک شماست، و حس کنجکاوی وی باید نیروی پیش برنده باشد.

 هوش هیجانی

2- احساسات آنها را تائید کنید

زمانی که کودکان آزادنه در رابطه با ترسها، ناراحتی یا عصبانیت خود سخن می‌گویند، خیلی مهم و حیاتی است که با هم حسی صحبت‌های آنها شنیده شود و متوجه شوند که احساسات آنها درست و صحیح است.

گفتن عباراتی از قبیل “آ …، نه این حرف چرته!” یا “نباید اینجوری فکر کنی” نه تنها منجر به قطع صحبت می‌شود، بلکه در اولین حالت ممکن است این احساس را به آنها بدهد که آنها اشتباه می‌کنند که چنین احساساتی دارند. دست کم گرفتن احساسات آنها ممکن است باعث شود که کودک از شما فاصله بگیرد، چرا که دیگر احساس نمی‌کنند که صدای آنها شنیده می‌شود یا احساس آنها درک می‌شود.

البته، این کار همیشه هم ساده نیست. در فرایند فرزند پروری، احساس ناامیدی گاهی بر ما چیره می‌شود.

به همین دلیل است که . . .  از اهمیت زیادی برخوردار است.

 

3- از تأمل و درنگ استفاده کنید

البته این موضوع قابل درک است که یک پدر یا مادر ممکن است گاهی بدون فکر رفتار کند یا حرفی بزند. اما پاسخ‌های به ظاهر بی ضرر از قبیل “چی فکر می‌کردی؟” یا “این چیزی نیست که بخوای ازش بترسی” می‌تواند احساس کوچک بودن، بی‌اهمیتی و بی‌ارزشی را به کودک انتقال دهد.

چنین تجربه‌ای در صورت تکرار شدن توسط کودک می‌تواند تاثیراتی منفی در بلند مدت ایجاد کند: او ممکن است با یک احساس ترس درونی بزرگ شود یا آرامش کافی در بروز احساسات خودش نداشته باشد، یا اینکه حتی احساس افسردگی یا خشم فروخورده‌ای را تجربه کند که موجب می‌شود تا بطور نامناسب عکس العمل نشان دهد.

پس هرگاه کودک شما کاری را انجام می‌دهد که می‌داند اشتباه کرده، هرگز نسبت به آن عکس العمل نشان ندهید. همه چیز را به حالت توقف درآورید، نفسی عمیق بکشید و خونسردی خود را حفظ کنید.

سپس فراموش نکنید که:

 

4- با دقت گوش کنید

از کودک خود بپرسید که چرا چنین رفتاری داشته است. برخی از کودکان از روی قصد و عمد رفتاری موذیانه از خود نشان می‌دهند، چرا که مثلا حوصله آنها سر رفته یا اینکه قصد جلب توجه دارند – یا شاید اصلا موضوع دیگری در جریان است.

از طریق رسیدگی و بررسی دقیق همراه با هم‌حسی، یک کودک ممکن است شروع به صحبت کردن بکند و در واقع دلیل رفتار خودش را به شما بگوید. ممکن است همچنان عواقب دیگری در پی این مسئله وجود داشته باشد، اما این مسائل بسیار متفاوت از تنبیه کردن احساسی کودک خواهد بود.

البته، گوش کردن تنها یکی از کارهایی است که شما باید انجام دهید . . .

 

5- با کودک خود با احترام برخورد کنید.

چند روز پیش پدری را همراه با کودک کوچکش در یک فروشگاه دیدم. چشمان او به گوشی تلفن همراه خودش دوخته شده بود و کودکش هم در تلاش برای جلب توجه وی بود: “بابا، بابا، بابا، بابا . . .”

اما در واقع هیچ پاسخی از پدرش دریافت نمی‌کرد. ناگهان، کودک یکباره شروع به داد و بیداد کرد.

والدین اغلب اگر احساس کنند که کودکانشان بی‌احترامی می‌کنند، خیلی راحت عصبانی می‌شوند. اما رفتار شما چگونه باید باشد؟ آیا پیش از ورود به اتاق کودک خودتان، در می‌زنید؟ آیا حریم خصوصی آنها را رعایت می‌کنید؟ کودکان اغلب رفتار افرادی که در اطراف آنها حضور دارند را الگو رفتاری خود قرار می‌دهند.

اگر نسبت به افرادی که در خانواده و زندگی شما حضور دارند، با احترام برخورد کنید، کودک شما یاد می‌گیرد که چنین رفتاری داشته باشد.

 

نتیجه گیری

همچنان که دِنیس دَنیلز هم اشاره می‌کند، هیچ وقت برای شروع به آموزش کودکان برای شناخت، درک و مدیریت احساسات آنها دیر نیست.

چرا همین حالا شروع نکنیم؟

منبع: https://goo.gl/jZFLFK

مقاله پیشنهادی

تمجید

رفتاری صادقانه داشته باشید: قدرت تمجید صادقانه

باهم ببینیم چطور داشتن رفتار صادقانه موجب ایجاد تفاوت می‌شود. سناریو زیر را در نظر ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *